۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه

يادم باشد

كودك

يادم باشد


یادم باشد زندگی را دوست دارم.

یادم باشد هرگاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه میرود زل بزنم تا به مفهوم " بودن " پی ببرم.

یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد.

یادم باشد معجزه قاصدک ها را باور داشته باشم.

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس به دست دل خودش باز می شود.

یادم باشد لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم.

یادم باشد از بچه ها می توان چیزها آموخت.

یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم.

یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد.

یادم باشد که عشق کیمیای زندگی است.

یادم باشد که آدم ها همه ارزشمندند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند.

یادم باشد زنده ام.

بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم.

شعر از ؟؟

وضعیت کودکان جهان در سال 2008: آمار کلیدی

وضعیت کودکان
وضعیت کودکان جهان در سال 2008: آمار کلیدی

تصویر جهانی:

· به طور میانگین، روزانه بیش از 26 هزار کودک زیر پنج سال جان خود را از دست می‌دهند که عامل اغلب این مرگ ومیرها بیماری‌های قابل پیشگیری می‌باشند.

· آمار سالیانه مرگ و میر کودکان، از 20 میلیون در سال 1960 به 7/9 میلیون در سال 2006 کاهش یافته است.

· در سال 2006 ، بیش از 80 درصد مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در کشورهای صحرای آفریقا و جنوب آسیا بوده است.

· بطور کلی، مناطقی که در مسیر رسیدن به هدف چهارم توسعه هزاره یعنی بقای کودک نیستند عبارتند از خاورمیانه و شمال آفریقا، جنوب آسیا و کشورهای صحرای آفریقا شامل شرق و جنوب آفریقا، غرب و مرکز آفریقا.

· تنها سه کشور از کل 46 کشور منطقه صحرای آفریقا ، در مسیر رسیدن به هدف چهارم توسعه هزاره هستند: کیپ ورده، اریتره و جزایر سیشل.

· به ‌منظور رسیدن به هدف توسعه هزاره برای بقای کودک، ما باید میزان مرگ ومیر کودکان را تا سال 2015 به نصف برسانیم. میزان کل مرگ ومیر کودکان زیر پنج سال در سال 2006، 72 از هر 1000 کودک بوده است، که این تعداد باید به 31 از هر 1000 کودک در سال 2015 کاهش یابد.

· از سال 1970، کشورهای صحرای آفریقا شاهد رشد تدریجی مرگ و میر کودکان زیر پنج سال بوده اند، در همین مدت 11 درصد تولدها و 19 درصد مرگ و میر کودکان کل جهان در این کشورها اتفاق افتاده است. در سال 2006، 22 درصد تولدها و 49 درصد مرگ و میر کودکان زیر پنج سال کل جهان در کشورهای صحرای آفریقا بوده است.

· در سال 2006 از هر شش کودکی که در کشورهای صحرای آفریقا متولد شده است ، یکی قبل از رسیدن به سن پنج سالگی با خطر مرگ مواجه بوده است.

پیشرفت‌ها از سال 1990:

· از سال 1990، میزان مرگ و میر کودکان در 61 کشور جهان تا 50 درصد کاهش یافته است.

· از کل 191 کشوری که آمارشان موجود است، 129 کشور در مسیر رسیدن به هدف چهارم توسعه هزاره، بقای کودک، هستند به این معنا که تا سال 2015 ، میزان مرگ و میر کودکان زیر 5 سال در آنها تا دو سوم کاهش می یابد.

· از سال 1990، در یک سوم از 50 کشور جهان که در پایین ترین حد توسعه قرار دارند، 40 درصد از میزان مرگ ومیر کودکان کاهش یافته است- این امر نشان میدهد که اگر اراده سیاسی و راهکارهای مناسب وجود داشته باشند در کشورهای فقیر نیز می توان پیشرفت‌هایی در وضعیت کودکان صورت داد. این کشورها شامل: مالدیو، جزایر تیمور، بوتان، نپال، بنگلادش، جمهوری خلق دموکرات لائو، اریتره، هاییتی، مالاوی، ساموا، کیپ ورده، کوموروس، موزامبیک، اتیوپی و جزایر سلیمان می‌باشند.

· در چین، میزان مرگ و میر کودکان کودکان زیر پنج سال، از 45 مرگ در 1000 تولد زنده در سال 1990 به 24 مرگ (حدود 47 درصد) در سال 2006 کاهش یافته است.

· میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در هند تا 34 درصد کاهش یافته است.

· میزان مرگ و میر کودکان در پنج کشور از جمله بنگلادش، بوتان، بولیوی، اریتره، لائو، تیمور لسته و نپال، تا بیش از 50 درصد کاهش یافته است.

· مرگ و میر کودکان در اتیوپی کاهش 40 درصدی داشته است.

· در سال 2006 میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در جهان، 72 مرگ در 1000 تولد زنده بوده است، 23 درصد کمتر از آمار سال 1990.

بهداشت و مرگ در دوران بارداری:

· وضعیت سلامتی مادران عاملی رایج در مرگ کودکان محسوب می شود-روزانه بیش از 500 هزار نفر از زنان به دلیل عوامل مربوط به حاملگی و یا عواقب مربوط به زایمان می‌میرند.

· در کشورهای در حال توسعه، یک چهارم از زنان باردار توسط متخصص بهداشت در طول دوران بارداری معاینه نمی‌شوند.

· خطر مرگ دختران زیر 15 سال در هنگام زایمان پنج برابر زنانی است که در دهه بیست سالگی زایمان می‌کنند.

· مادری که کمتر از 18 سال سن دارد، احتمال مرگ فرزندش در سال اول زندگی 60 درصد بیشتر از کودکانی است که از مادران بالای 19 سال متولد شده‌اند.

· در کشورهایی که در پایین تر حد توسعه هستند، تنها 27 درصد از زنان 15 تا 49 ساله در مرکز درمانی زایمان می کنند.

· در آفریقای غربی و مرکزی میزان خطر مرگ زنان به دلیل عوامل مرتبط با حاملگی یک در هفده می‌باشد درحالیکه این میزان در کشورهای توسعه یافته یک در هشت هزار است.
عواملی که به مرگ و میر کودکان دامن می‌زنند:

· دلایل اصلی مرگ کودکان زیر 5 سال عبارتند از: علل مرتبط به دوران جنینی (36 درصد)، ذات الریه (19 درصد)، اسهال (17 درصد)، مالاریا (8 درصد)، سرخک (4 درصد) و ایدز (3 درصد)
· از هر پنج نفر، یک نفر به آب آشامیدنی سالم و تقریبا نیمی از آنان به فاضلاب بهداشتی دسترسی ندارند.
· تعداد کودکانی که از بیماری اسهال می‌میرند، 2 میلیون نفر تخمین زده می‌شود به عبارتی دیگر 17 درصد از کودکان زیر پنج سال از بیماری اسهال می‌میرند.

· آموزش و توانمند سازی زنان، تاثیری مستقیم در بقا، سلامت و رشد کودکانشان دارد. تخمین‌ها نشان می دهد که یک نفر از هر چهار بزرگسال (15 سال به بالا) بیسواد است که تعداد زنان در این میان بیشتر است.

· درگیری‌ها اغلب منجر به ایجاد شرایط اضطراری پیچیده ای می شوند- از جمله درگیری مسلحانه، جابجایی جمعیت، ناامنی غذایی که همه پیامدهای مرگباری برای کودکان به همراه دارند. در حال حاضر در بیش از 40 کشور( که90 درصد آنان کم در آمدند)، درگیری‌های مسلحانه وجود دارد.

· در شرایط بغرنج اضطراری نیز بیشترین عامل مرگ و میر کودکان همان عواملی هستند که بصورت متداول باعث مرگ آنان می شوند از جمله: سرخک، مالاریا، اسهال، بیماریهای عفونی تنفسی و سوء تغذیه.

· بالاترین میزان مرگ ومیر پناهندگان در میان کودکان زیر پنج سال می‌باشد.

· از سال 1989، بیش از نیمی از 11 کشوری که بالاتر از 20 درصد کودکان آنان قبل از پنج سالگی می‌میرند (افغانستان، آنگولا، بورکینافاسو، چاد، کنگو، گینه، گینه بیسائو، لیبی، مالی، نیجر و سیرالئون) درگیر جنگ‌های مسلحانه بوده اند.
بالاترین و کمترین میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در کشورهای در حال توسعه:

بالاترین:
· سیرالئون، با 270 مرگ در هر 1000 تولد زنده در مکان اول قرار دارد.
· آنگولا، با 260 مرگ در هر 1000 تولد زنده در مکان دوم قرار دارد.
· افغانستان، با 257 مرگ در هر 1000 تولد زنده در مکان سوم قرار دارد.
پایین‌ترین:
· کوبا، با 7 مرگ در هر 1000 تولد زنده در مکان 157 قرار دارد.
· سریلانکا، با 13 مرگ در هر 1000 تولد زنده در مکان 135 قرار دارد.
· سوریه، با 14 مرگ در هر 1000 تولد زنده در مکان 130 قرار دارد.

بالاترین و کمترین میزان مرگ و میر مادران در کشورهای در حال توسعه:

بالاترین:
· در نیجر، یک نفر از هر هفت زن در دوران بارداری و یا هنگام زایمان در معرض خطر مرگ قرار دارد.
· در سیرالئون و افغانستان، یک نفر از هر هشت زن باردار در معرض خطر مرگ قرار دارد.
· در چاد، یک نفر از هر یازده زن باردار در معرض خطر مرگ قرار دارد.
پایین‌ترین:
· در آرژانتین، خطر مرگ در دوران بارداری و یا هنگام زایمان یک در 530 می‌باشد.
· در تونس، خطر مرگ در دوران بارداری و یا هنگام زایمان یک در 500 می‌باشد.
· در اردن، این خطر یک در 450 می‌باشد.

مداخلات:

· از سال 2000، مرگ و میر ناشی از بیماری سرخک در جهان 68 درصد و در آفریقا 90 درصد کاهش یافته است.

· برآورد می‌شود برنامه‌های مداخلاتی برای ریشه‌کن کردن فقر و نابرابری با هدف رساندن میزان مرگ و میر کودکان در محروم ترین مناطق، از 80 درصد به 20 درصد، یعنی همتراز کشورهای ثروتمند، تاثیر بسیار زیادی بر میزان مرگ ومیر کودکان زیر پنج سال خواهد داشت. 40 درصد از مرگ ومیر کودکان زیر پنج سال، در سراسر جهان قابل پیشگیری است.
· شواهد نشان می‌دهند که ترکیب برنامه‌های امدادرسانی در محل و راهکارهای مراقبتی خانواده-جامعه محور تا پوشش‌دهی 90 درصد، می‌تواند 18 تا 37 درصد مرگ و میر نوزادان را کاهش دهد.

· در سال 2006، صندوق کودکان سازمان ملل متحد(یونیسف) با همکاری سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی، مطالعه‌‌ای در کشورهای صحرای آفریقا در زمینه هزینه کاهش مرگ و میر کودکان از طریق افزایش مداخلات موجود که همان خدمات موثر بهداشتی جامعه محور می‌باشد انجام داد:

مرحله اول: بسته حداقل- تخمین زده می‌شود که این بسته با صرف هزینه سالانه سرانه 2 تا 3 دلار، یا حدود 1000 دلار به ازای نجات هر زندگی، به کاهش 30 درصدی مرگ ومیر کودکان زیر پنج سال و همینطور کاهش 15 درصدی مرگ ومیر مادران در منطقه منجر شود.

مرحله دوم: بسته بزرگتر- با صرف هزینه سالانه سرانه 5 دلار، یا کمتر از 1500 دلار برای نجات زندگی هر نفر، به کاهش 45 درصدی مرگ ومیر کودکان زیر 5 سال و همین طور کاهش 40 درصدی مرگ ومیر مادران و کاهش 30 درصدی مرگ و میر نوزادان منجر خواهد شد.

مرحله سوم: پوشش موثر با بسته حداکثر- با صرف هزینه سالانه سرانه 12 تا 15 دلار، یا حدود 2500 دلار برای نجات هر زندگی. به کشورها اجازه میدهد تا با کاهش بیش از 60 درصد از مرگ ومیر کودکان زیر 5 سال و مادران ،کاهش 50 در صدی مرگ و میر نوزادان و به نصف رساندن میزان شیوع بیماری مالاریا و سوء تغذیه، به اهداف توسعه هزاره در زمینه بهداشت نزدیک شده یا به آنها دست یابند.

لینک مطلب:
سایت یونیسف www.unicef.org/iran/fa

تعهد مذاهب برای مقابله با خشونت علیه کودکان


تعهد مذاهب برای مقابله با خشونت علیه کودکان

بیانیه هشتمین مجمع جهانی مذاهب برای صلح، کیوتو- ژاپن 28 آگوست 2006

ما، نمایندگان جوامع مذهبی گوناگون، که در هشتمین مجمع جهانی مذاهب برای صلح در کیوتو، ژاپن برای مقابله با خشونت علیه کودکان ، شرکت کرده­ایم، پشتیبانی خود را از فعال ساختن جامعه جهانی از طریق مطالعه سازمان ملل بر روی خشونت علیه کودکان و به منظور مقابله با این مسائل بحرانی اعلام کرده و آماده ایم در این زمینه با دولتها، سازمانهای وابسته به سازمان ملل متحد و دیگر فعالان اجتماعی به منظور اجرای توصیه­های این مطالعه همکاری کنیم.

ما عقیده داریم در سنتهای مذاهب ما توافق بسیار محکمی در زمینه کرامت انسانی، از جمله کودکان وجود دارد. لازمه اجرای این امر رد هر شکلی از خشونت علیه کودکان و حمایت از آنها و ترویج مقدس بودن زندگی در هر مرحله­ای از رشد کودک است. مذاهب ما اصولی مشترک در مورد محبت، عدالت، عشق و همبستگی دارند که قدرتی بزرگ برای رویارویی با حضور خشونت در تاریخ بشریت ایجاد می­کنند.

سنتهای ایمانی ما دیدگاهی کلی نسبت به زندگی یک کودک دارند و در نتیجه سعی دارند حقوق کودک را در قالب خانواده، جامعه، و دیگر محیطهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وسیعتر احقاق کنند. تمامی کودکان از این حقوق به صورت مساوی برخوردارند و پسران و دختران باید فرصتهایی مساوی برای بهره بردن از این حقوق، به ویژه حق آموزش، مراقبت، بهداشت، رشد و مشارکت اجتماعی داشته باشند.

مذاهب ما از موهبت چندنسله بودن برخوردارند و ما باید از این موضوع برای پشتیبانی از مشارکت فعال کودکان در رشد آنها و مبارزه با خشونت علیه آنها استفاده کنیم.

ما باید بپذیریم که جوامع دینی ما به تعهدات خود برای مراقبت از کودکان در مقابل خشونت به طور کامل عمل نکرده­اند. ما بارها از طریق حذف، انکار و سکوت خود ، این حقیقت را که خشونت علیه کودکان در خانه­ها، خانواده­ها، موسسات و جوامع وجود دارد تحمل کرده یا نادیده گرفته­ایم و در قبال آسیبهایی که این خشونت به بار می­آورد فعال نبوده ایم. با وجودی که ما کاملا با مسوولیتهای خود در این زمینه هماهنگ نبوده­ایم معتقدیم که جوامع مذهبی باید بخشی از راه حل پیشنهادی برای حذف خشونت علیه کودکان باشند و خود را متعد به رهبری جامعه مذهبی و دیگر جوامع در ابعاد وسیعتر می­دانیم.

هیچکدام از ما به تنهایی نمی­توانیم این مشکل را حل کنیم. این موضوع نیاز به همکاری، همبستگی و ایجاد اتحاد دارد. با وجودی که مذاهب ما مطالب بسیاری برای ارائه دارند، ما مایلیم در مورد رشد و سلامتی کودکان در بخشهای دیگر نیز مطالب جدیدی بیاموزیم تا بتوانیم قدرت بیشتری کسب کنیم. ما خود را به شدت متعهد می­دانیم سازوکار موثری برای همکاری بین مذاهب به منظور مقابله موثر با خشونت علیه کودکان ایجاد کنیم.

بر اساس این اصول و با هدایت نیروی الهی آنگونه که در هر یک از سنتها درک می­شود، ما توصیه­ها و تعهدهای زیر را به جوامع مذهبی، دولتها، سازمان ملل، جامعه مدنی و تمام کسانی که در سراسر دنیا به کودکان عشق می­ورزند و از درد آنها می‌گریند و از شادی آنها خوشحال می­شوند، ارائه می­کنیم.

1. ما در جوامع خود آگاهی بیشتری در مورد تاثیر تمامی اشکال خشونت علیه کودکان ایجاد کرده و به صورت فعال برای تغییر عقاید و رفتارهایی که باعث ترویج خشونت، شامل تنبیه و خشونت عاطفی و جنسی در خانه­ها، خانواده­ها، موسسات و جوامع می‌شود، فعالیت می­کنیم.

2. ما کودک را به عنوان فردی با حقوق وکرامت انسانی معرفی می­کنیم و با ارجاع به متون مذهبی خود مثالهایی خوبی ارائه می‌کنیم که افراد را از خشونت علیه کودکان باز دارد.

3. ما الزامی مهم برای آموزش و یاددهی به کودکان خود داریم که شامل نظم و کمک به کودکان برای درک مسوولیتهایشان می­شود. ما والدین، معلمان، رهبران دینی و دیگر افرادی راکه با کودکان کار می­کنند آموزش داده و تربیت می­کنیم تا به الگوهایی عاری از خشونت در زمینه نظم و آموزش دست یابیم، که به ما در مورد پرورش و مراقبت از کودکانمان در برابر خشونت اطمینان دهند.

4. ما مطالب آموزشی ایجاد خواهیم کرد که در آموزش دینی و آگاه سازی والدین در زمینه ارتقاء آگاهی در مورد حقوق کودکان و راههایی برای حذف استفاده از خشونت به کار خواهد رفت.

5. ما به همکاری بین مذاهب به منظور مقابله با خشونت متعهدیم و از نیروی موجود در بین جوامع مذهبی برای ترویج این روشها و تجربیات به منظور ممانعت از خشونت علیه کودکان استفاده خواهیم کرد.

6. ما از دولتهای خود می­خواهیم قوانینی برای ممنوعیت تمامی اشکال خشونت علیه کودکان، شامل تنبیه بدنی تصویب کرده و اطمینان حاصل کنند که تمامی حقوق کودکان مطابق با پیمان­نامه حقوق کودک و دیگر پیمان­نامه­های بین­المللی و منطقه­ای رعایت می­شوند. ما آنها را تشویق می­کنیم سازوکارهایی مناسب به منظور اطمینان از پیاده­سازی موثر این قوانین ایجاد کرده و اطمینان یابند جوامع مذهبی به صورت رسمی در این سازوکار مشارکت دارند. جوامع مذهبی ما آماده­اند با استفاده از اعتبار خود در سطح ملی و بین­المللی به عنوان ناظران این پیاده­سازی ایفای نقش کنند.

7. ما جوامع مذهبی و دیگر نقش­آفرینان را تشویق می­کنیم از مناسبت‌های ویژه مانند روز جهانی کودک برای جلب توجه عموم و رسانه­ها به مباحث حقوق کودک بخصوص خشونت علیه کودکان استفاده کنند.

8. ما از یونیسف و مجمع جهانی مذاهب برای صلح می­خواهیم اطلاعات و منابعی را برای کمک به جوامع ما در زمینه برخورد موثرتر با خشونت علیه کودکان در اختیار قرار دهند.


لینک مطلب:
سایت یونیسف www.unicef.org/iran/fa

۱۳۸۷ مرداد ۹, چهارشنبه

مجازات قانونی ،چاره کودک آزاری نیست

کودک آزاری مجازات قانونی ،چاره کودک آزاری نیست

آفتاب- محبوبه حسين زاده :

باز هم کودک آزاری .این بار نوبت فاطمه 11ساله است که با دست ،پا و لگن شکسته راهی بیمارستان شود .در سالهای اخیر و با گسترش کودک آزاری در کشور ،آن هم توسط والدین ،هر از چند گاهی نگاهها به سمت کودکانی جلب می شود که در چارچوب خانه ای که باید برایشان آرامش و امنیت داشته باشد با وحشیانه ترین وضع ممکن و به اسم تربیت، تنبیه و شکنجه می شوند.

امثال فاطمه چند روزی که در حال جدال با مرگ هستند ،سوژه ای می شوند برای جلب نگاهها به سمت کودکانی که شکنجه گرانشان به دلیل عدم حمایتهای قانونی از کودکان ،راهی می یابند برای توجیه و فرار از مجازات و دوباره همه چیز فراموش می شود تا کودکی دیگر و کودک آزاری دیگر.اما چاره چیست؟

دکتر یوسف مولایی،حقوقدان ،در گفتگو با آفتاب می گوید:طبق قانون مدنی ایران ، تنبیه کودکان توسط والدین باید متعارف باشد اما مرز بین متعارف و غیرمتعارف مشخص نشده است . باید این موضوع از لحاظ فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد چون قانون و مجازات کودک آزار ،آخرین مرحله در جهت پیشگیری از این موضوع است.

وی می افزاید: خشونت در هر بعدی راه حل مناسبی برای پذیرش یک مساله نیست و آنانی که می خواهند از طریق تنیبه فیزیکی و یا روحی و روانی ،کودکانشان را به پذیرش یک هنجار مجبور کنند ،در این راه موفق نخواهند بود .

مولایی توضیح می دهد: از دو طریق می توان هنجارهای اجتماعی را در افراد نهادینه کرد؛یا از طریق فشار اجتماعی که از طریق جامعه برای ایجاد تعادل در احترام گذاشتن به هنجارهای پذیرفته شده بوجود می آید و یا کنترل اجتماعی از طریق قانون برای ایجاد نظم عمومی . و اما هرجا این قانون متناسب با نیازهای جامعه نباشد ،طبعا ارزش قانون از بین می رود و قانون و هنجارها در تضاد با یکدیگر قرار می گیرند.

وی معتقد است: رشد نامتوازن جامعه باعث شده تعارض عجیبی بین سنت و مدرنیسم بوجود آید که در صورت توسعه صحیح و همه جانبه جامعه ،این تعارضات نباید بوجود می آمد . در حالی که اکنون رشد نامتوازن باعث شده توازن فرهنگی به هم بخورد و فشار اجتماعی که از طریق جامعه ایجاد می شود به جای بوجود آوردن هنجار باعث بوجود آمدن ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی بشود ؛ناهنجاری های جمعی مثل شیشه شکستن و خراب کردن اتوبوسها بعد از بازی فوتبال و ناهنجاریهای فردی مثل کودک آزاری توسط والدین.

مولایی ،می افزاید: کنترل اجتماعی موجود هم که از طریق قانون صورت می گیرد و در مواردی در تضاد با حقوق افراد است ،باعث شده به جایی برسیم که نافرمانی مدنی بوجود آید و باید این هشدار را جدی بگیریم و نگذاریم این نافرمانی مدنی جنبه جمعی به خود بگیرد .

وی توصیه می کند: باید در برخورد با ناهنجاری های اجتماعی از قبیل کودک آزاری ،پیشگیری اولیه را مطرح کنیم و رسانه ملی هم وظیفه دارد تا با فرهنگ سازی از طریق پرداختن به این موضوع ،به حل معضل بپردازد و باعث ایجاد توازن فرهنگی متناسب با توسعه جامعه شود .مسلما وقتی با این قبیل اقدامات ،توسعه در رابطه با مسائل انسانی و معنوی را به مرحله ای رساندیم که تبدیل به هنجار جامعه شد، انسانها به طورخاص برای حقوق زنان و کودکان هم احترام قائل خواند شد و شاهد کاهش کودک آزاری وسایر معضلات اجتماعی از این دست خواهیم بود.

لینک مطلب:
http://www.inroozha.com/news/003026.php

۱۳۸۷ مرداد ۱, سه‌شنبه

حقوق اساسی هر انسان در روابط انسانی

حقوق انسانی

حقوق اساسی هر انسان در روابط انسانی


1. حق داشتن وابراز افکار واحساسات خود
2. حق تقاضا کردن ازفرد دیگر (با آگاهی به حق آن فرد برای نپذیرفتن)
3. حق نپذیرفتن تقاضاها بدون احساس خود پسندی وگناه
4. حق تعیین اولویت و تصمیم گیری برای خود
5. حق حفظ اصالت و شأن خود به وسیلۀ قاطع بودن (حتی اگر فرد مقابل احساس ناراحتی کند)
تا جایی که حقوق انسانی فرد دیگری پایمال نشود
6. حق دریافت احترام و اصالت در رفتار دیگران
7. حق شنیده شدن وجدی گرفته شدن
8. حق انتخاب عدم ابراز خود
9. حق اشتباه کردن (پشیمانی)

۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

ما حق داریم

کودک افغانی

ما حق داریم


خانم تبريک،جواب آزمايش مثبت است! ...

مدتها قبل از اينکه کسي بفهمد، روح در سلولهاي ما دميده شده است.
مدتها قبل از اينکه کسي بفهمد، ما به وجود آمده ايم.
ارتباط ما و بزرگترها درست قبل از اينکه کسي ما را ببيند شکل می گیرد.
و ما حتی قبل از آنکه کسی ما را ببیند، صاحب حقوقي هستيم.
ما حق داريم، شاد باشيم.
ما حق داريم، سالم باشيم.
و ما حق داريم، رشد کنيم.
پس بايد مادرمان شاد باشد، سالم باشد و به اندازه کافي غذاي سالم بخورد.
ما حق داريم دوست داشته شويم، پس ما به آغوش مادر نياز داريم.
ما حق داريم در آرامش باشيم، پس به خانه آرام و امن نياز داريم.
ما حق داريم بازي کنيم، پس به دوست و اسباب بازي نياز داريم.
ما حق داريم بترسيم و گريه کنيم، پس به آغوشي براي امنيت نياز داريم.
ما حق داريم شاد باشيم، پس به خانواده گرم وشاد نياز داريم .
ما حق داريم تربيت شويم و آموزش ببينيم، پس ما به مدرسه و کتاب نياز داريم.
ما حق داريم رشد و پيشرفت کنيم، پس به وقت کافي و سلامت نياز داريم.
اگر براي تأمين زندگي، کار مي کنيم و درآمد کمي داريم،
اين حق ما نيست عشق ما است.
اگر سر پناه امني براي خواب شب نداريم اين حق ما نيست،
جبر زمانه است.

اگر فرصتي براي تحصيل و کسب دانش نداريم، اين حق ما نيست، هزينه اي است که
براي بي عدالتي ديگران مي پردازيم.
اما ما همه کودکان با هم عهد بسته ايم که زندگي را براي خود و ديگران شادتر و امن تر بسازيم.
ما مي کوشيم به همه بزرگتر ها بگوييم که دوستشان داريم، سختي هاي زندگي را درک مي کنيم
ولي از حقوق خود نيز دفاع مي کنيم.
چون مي خواهيم با آزادگي و تلاش دنيا را تغيير دهيم و کودکان شادتري براي امروز و بزرگتر هاي
بهتري براي فردا بسازيم.

واکسی

کودک کار

واکسی
در کنار خیابان با یک قوطی واکس و چند لنگه کفش ایستاده ام و چشم به پای مردمی دوخته ام که از پیشم با سرعت و شتاب می گذرند و مرا نمی بینند.

در کنار خیابان ایستاده ام و کفش ها را می شمارم. دو جفت قهوه ای، پنج جفت چرم خالص، چند جفت سیاه با بندهای آویزان،یک جفت کتان، اوه ویک جفت کفشه کهنه که نوک انگشت شست شان سوراخ شده!

وای خدای من مثل اینکه یک جفت کفش کمی نزدیک می آید، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجم. آخ آخ احساس سوزشی در گوش چپم می کنم. بالا را که نگاه می کنم صورت جدی پلیسی را می بینم که مرا به خاطر سد معبر سرزنش می کند. بار و بندیلم را جمع می کنم وبه پارک آن حوالی می روم . روی نیمکت می نشینم و به بچه هایی که مشغول تاب و سرسره بازی هستند، نگاه می کنم.
ناگهان خود را نشسته برلبه ی الاکلنگ می بینم و به لبۀ دیگر بالا رفته آن خیره می شوم، کاش می شد کسی هم در آن سو می نشست و با من لحظه ای حتی بازی می کرد. خیره به آن سوی الاکلنگ در مرور خاطراتم غوطه می خورم، حوادث چون سیلی خروشان بر سرم خراب می شوند. صدای تیر و گلوله، ترس از مردن بی نام و نشان در خیابان در صف نان، جنازۀ برادرم دم درب خانه. روزها و ماه های سخت فرار و بی خانمانی رسیدن به کشوری امن و داغ آوارگی بر پیشانی. بی هویتی بی نامی بی نشانی.
شاید اگر من هم همچون دیگران به مدرسه می رفتم حالا کلاس پنجم بودم شاید هم سوم راهنمایی، نمی دانم نمی دانم چند سال گذشته است. اما من در تمام این سال ها قوطی واکس به دست، در گوشۀ خیابان نشسته و کفش های مردم کشورمعروف به مهمان نوازی را می شمارم و هر از گاهی با فریاد هی افغانی! بند خیالم پاره می شود. داشت فراموشم می شد من اینجا غریبه ام و هیچ حقی ندارم.

۱۳۸۷ تیر ۲۸, جمعه

رشد و تکامل همه جانبه کودکان خردسال

رشد و تکامل همه جانبه کودکان خردسال
یونیسف از رشد ذهنی و جسمی یکپارجه کودکان در سالهای نخست زندگیشان حمایت می کند.

طرح مساله
ایران به رغم موقعیت خود به عنوان کشوری با درآمد متوسط، از محرومیت‌های منطقه‌ای جدی رنج می‌برد، محرومیت‌هایی که تداوم یافته، بیشتر شده و تهدید‌هایی را علیه پیاده‌سازی جامع وکامل حقوق کودک ایجاد می‌کنند.
بررسی‌های اخیر یونیسف در 13 منطقه روستایی این تفاوف‌های عمیق منطقه‌ای را نشان می‌دهد. طبق این بررسی میزان سوءتغذیه بالا و میزان ثبت تولد پایین بود. این بررسی نشان داد که 3/13 از کودکان متولد شده در سیستان و بلوچستان از 2004 تا 2006 دچار کم وزنی در زمان تولد (کمتر از5/2 کیلوگرم) هستند. هشدار دهنده‌تر این که بررسی فوق تنها شامل نیمی از کودکان متولد شده در سیستان و بلوچستان می شد. در هرمزگان اندکی بیشتر از نیمی از کسانی که از کودکان مراقبت می‌کنند (7/53 درصد)دانش لازم برای مراقبت از کودکان را داشتند. اطلاعات اولیه نشان دادند که در سیستان و بلوچستان در مقایسه با سایر استان‌های محروم هم‌چنین میزان ثبت تولد به صورت جدی پایین است.
اقدامات رشد یکپارچه کودکان خردسال مفهوم جدیدی در ایران است. برنامه کشوری 2009-2005 یونیسف برای همکاری با دولت ایران سه پروژه مکمل یکدیگر را در بر می‌گیرد- تغذیه و سلامت کودک، رشد کودک در دوران خردسالی و ثبت تولد– که به عنوان زیر مجموعه رشد یکپارچه کودکان خردسال محسوب می‌شوند. استراتژی کلی این است که با تمرکز بر بهبود مراقبت از کودک در خانه و خانواده و جامعه، محرومیت‌ها بین مناطق و گروههای خاص کاهش یابد. در سطح ملی و استانی تقویت ظرفیت‌های خدمات‌دهی در اولویت قرار دارد. در سطح شهرستان، تیم‌های اجرایی شهرستانها‌ در یک نگرش مبتنی بر حقوق‌بشر برنامه‌ها را مدیریت کرده و بر ارائه خدمات یکپارچه نظارت می‌کنند و از اقدامات جامعه محور حمایت می‌نمایند. در سطح جوامع هدف فعالیت‌ها ظرفیت‌سازی برای ارزیابی و تجزیه و تحلیل مشارکتی است.
توجه‌ به جوامع دور افتاده در 12 شهرستان سه استان با محرومیت بالا یعنی استان‌های هرمزگان، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی متمرکزاست. این استان‌ها که در بررسی ملی به عنوان استان‌هایی که نیازمند بیشترین کمک‌ها هستند، شناسایی شده‌‌اند؛ طبق مشاهدات کمیته حقوق کودک هم کمترین دسترسی‌ها را به خدمات اجتماعی پایه دارند و هم بیشترین میزان نادیده گرفته شدن حقوق کودک در آنها وجود دارد.
لینک خبر: